| نوشتاری مستند درباره آموزشگاه های دخترانه زرتشتی تهرا |
|
|
|
سه راه حل برای آموزشگاه های ایرانیان زرتشتی کیقباد بهدین - دبستان گیو، راهنمایی گشتاسب فلفلی و دبیرستان انوشیروان دادگر به همت ارباب رستم گیو، ارباب کیخسرو شاهرخ، ارباب گشتاسب فلفلی و روانشاد انوشیروان جی تاتا وحمایت هموندان هیات مدیره وقت انجمن زرتشتیان تهران در اوایل قرن حاضر خورشیدی در تهران بنیان گذارده شد.
بینش بالای همه این عزیزان سبب شد با نگرشی ژرف و به دور از تعصب های جاهلانه و بدون خودخواهی امکان استفاده از ساختمانهای مزبور در ساعات آموزشی برای همه ایرانیان وجود داشته باشد. شاید آنها به روزهای سخت نیندیشیده بودند. روزهای سخت در سال 1359 این مدارس هم مانند دیگر آموزشگاه های سراسر ایران باید به بخش دولتی واگذار می شد. در نتیجه بر پایه قراردادی که بین انجمن زرتشتیان تهران به عنوان مالک و منطقه 6 آموزش و پرورش تهران به عنوان مستاجر بسته شد، ساختمان های این آموزشگاه ها در ساعات آموزشی به آموزش و پرورش سپرده شد. در ازای این امر آموزش و پرورش مکلف شد تا سقف سه درصد ارزش اعیانی( ساختمانهای موجود) جهت تعمیر، مرمت، بهسازی و رسیدگی به ساختمانهای موجود بر پایه ارائه فاکتور، پول (تحت عنوان اجاره بها) به انجمن زرتشتیان تهران بپردازد. به گفته دیگر، این قراردادها با این دید تهیه شده بود که همچنان افراد خیراندیشی که مدرسه سازی کرده بودند، با انگیزه بیشتری به امور جاری ساختمان مدرسه رسیدگی کنند و بدانند که از حمایت دولت هم برخوردار می شوند. حتماً به خاطر دارید که همین دو یا سه سال پیش بود که آموزش و پرورش بابت همین قضیه چند صد میلیون تومان پول به حساب انجمن زرتشتیان تهران واریز کرد. یعنی چه؟ یعنی این که انجمن زرتشتیان تهران فاکتورهایی را به منطقه 6 آموزش و پرورش تهران ارائه کرده بود که حکایت از خرج کردن چند صد میلیون تومان پول بابت تعمیر، ترمیم و بهسازی ساختمانهای این سه آموزشگاه بود. سالن اجتماعات دبستان گیو، تالار ورزشی دبیرستان انوشیروان و سرویس بهداشتی دبستان گیو در همان زمان به چشم بنده حالتی بسیار اسفبار داشت. گمان می رفت که با دریافت این پول حداقل اندکی از آن صرف نگهداری این ساختمانهای فراموش شده شود. این گونه نشد. وقتی آموزش و پرورش منطقه 6 تهران پس از تذکرات کتبی متعدد به انجمن، با بی توجهی انجمن زرتشتیان تهران رو به رو شد، شوربختانه دست به اقدام قانونی نزد. درواقع آموزش و پرورش که فکر می کرد با سپردن این پول به انجمن دست کم یک دهم آن، خرج ساختمانها می شود، دید که سرش کلاه رفته است شکایت نکرد، اما پس از ناکامی سیاست هویج، از سیاست چکش استفاده کرد و به طور غیرقانونی مانع دسترسی زرتشتیان ایران به تالار ورزشی منور آبادیان شد. آموزش و پرورش فکر می کرد که برای هیات مدیره انجمن زرتشتیان تهران ورزش کردن جوانان جامعه زرتشتی اهمیت زیادی دارد و برای این که جوانان زرتشتی بتوانند به ورزش ادامه داده و از دام های اعتیاد و فساد در امان باشند حاضر می شود کمی از آن پول را خرج ساختمانهای این آموزشگاه ها بکند. آموزش و پرورش فکر نمی کرد که اعضای محترم هیات مدیره انجمن زرتشتیان تهران یا اصلاً از جزئیات این قضیه بی خبر مانده اند یا بیشتر به مجوزهای ساختمان سازی و تراکم و سایر رویاها فکر می کنند. به هر حال انجمن زرتشتیان تهران از بی خبر ماندن جامعه سوء استفاده کرده و همچنان فقط گاهی طوری وانمود می کرد که در حال پی گیری این قضیه است. اما با توجه به تماسها و ملاقات هایی که افراد این جامعه با مسوولین آموزش و پرورش داشته اند، و به دنبال پی گیری مردمی، انجمن هم برای این که عقب نیفتد دیداری را با رئیس منطقه 6 آموزش و پرورش تهران ترتیب داده است. سه راه حل برای این مشکل متصور هستیم و ممکن است : 1- انجمن همت کرده و نسبت به تعمیر، مرمت و بهسازی ساختمانهای این سه آموزشگاه به ویژه تالار ورزشی منور آبادیان اقدام کند و آموزش و پرورش دوباره به مفاد قرارداد پایبند شود و ساختمانها را به طور کامل در خارج ساعات آموزشی در اختیار انجمن قرار دهد. 2- انجمن می خواهد به همین منوال با بی توجهی و بدون احساس مسوولیت نسبت به جامعه، جوانان و دانش آموزان به ساختمانها رسیدگی نکند و آموزش و پرورش حاضر است در نیمی از ساعات غیر آموزشی ساختمانها را در اختیار انجمن قرار دهد و مسلم است که دیگر هم پولی به انجمن نمی دهد. این نکته مورد مخالفت آن دسته از اعضای هیات مدیره انجمن قرار گرفت که آگاهی کامل از زیر و بم قضیه ندارند و برای دریافت همه اطلاعات تلاش نمی کنند. 3- قرارداد اجاره سال 1359 فسخ شود و مدارس به صورت غیرانتفاعی یا شبیه به آن اداره شود. این حالت که مطمئن هستیم با استقبال اکثریت افراد جامعه زرتشتی رو به رو می شود شاید باید زودتر مورد توجه قرار می گرفت: حدود ده سال پیش زمانی که دولت دوباره علاقه خود را به مدارس خصوصی نشان داد و مدارس غیرانتفاعی آغاز به کار کردند و مدیریت آموزشی این مدارس به ویژه دبیرستان انوشیروان هم با تنگ نظری روزهای سختی را به نوجوانان زرتشتی تحمیل می کرد، شاید طمع دریافت آن چند صد میلیون تومان هرگز اجازه نداد متولیان امر تصمیم درستی بگیرند و نام خود را مانند کیخسرو شاهرخ جاودانه سازند. قضاوت وظیفه تاریخ است. ما داور نیستیم. گذشته ها گذشته. گشتن به دنبال مقصر فقط می تواند درس عبرت بشود: درس عبرتی برای من و تو که در انتخابات انجمن ها بر پایه کارنامه اجتماعی درخشان رای بدهیم، نه به حرفهای شخصی این و آن. هم اکنون هر یک از ما ایرانیان زرتشتی، به عنوان صاحبان این سه آموزشگاه دخترانه تهران باید نظر و خواست خود را به نمایندگان خود در انجمن زرتشتیان تهران منعکس کنیم. شما هم به یکی یا چند نفر از آنها رای داده اید برای روزی مثل امروز که به خواست شما احترام بگذارند و آن را لحاظ کنند. پس دیدگاه خود را بگویید و بنویسید. »» نکته: اطلاعات بالا همگی مستند هستند. اسناد مربوطه در منطقه 6 آموزش و پرورش تهران دیده و خوانده شده و موجود است.
|
||||
| < قبل | بعد > |
|---|




