فريد شوليزاده، پژوهشگر دين و آيين زرتشتي در نشستي كه در بنياد جمشيد برپابود، افزونبر گفتار بالا، گفت:
«يكسوي اين بازي، جهان مينو است و يكسوي ديگرش جهان گيتي است. آوردگاه، گيتي است و تعيينكنندهي نوع بازي انسان است، انساني كه خردمند آفريده شده تا تعيينكنندهي سرنوشتش باشد.»
بهگفتهي شوليزاده، وظيفهي انسان در زندگی گیتی، آن است كه در راستای نیروگان سپنتامینو چنان کند كه نور و روشنايي بر همهی تاریکیها پیروز شود. اگر روشنايي دانش بر تاريكي نادانی پيروز شویم، با نیروگان سپنتامینو یکی شده و انسان آرمانی یا سپنتهمن میشویم.
وي در ادامه گفت: «در فرزانش فرهمندی(عرفان زرتشتی)، جهان مینو یا فروهری(:جهان فروشی-عالم صُور و مُثُل) نسخهی کامل و مطلق جهان گیتی شناخته میشود که سرشتهشده از خرد همهآگاه اهورامزداست. هرچه گیتی در راستای نیروگان سپنتامینو(:افزایندگی) پیش رود به کمال مطلق خود نزدیکتر میشود. انسان نیز از جهان جسمانی جدا نیست و به همان میزان که انسان معرفت خویش را میافزاید، تازهتر شده و به شناخت ژرفتری میرسد، به همان میزان به کمال مطلق خویش یعنی سپنتهمن شدن نزدیکتر میشود.»
به باور وي انسان از شناخت جهان به شناخت خود ميرسد و از شناخت خود به شناخت خداوند دست مييابد و سپنتهمن(افزاينده)ميشود.
وي در پاسخ به اين پرسش كه انسان چه نقشي در اين گيتي دارد و چرا بايد افزاينده باشد نه كاهنده، بايد رو به آباداني حركت كند نه ويراني، گفت: «جهان همچون اركستري است كه همه در آن هماهنگ مينوازند. اگر هماهنگ و همراستا براي اركستر نباشند، اركستري دركار نخواهد بود همانگونه كه اگر در راستاي پيشرفت و آباداني اين جهان، نكوشند بلكه تلاش در ويراني داشتهباشند، ديگر جهاني نخواهد بود و اگر جهان نباشد، انسان هم نخواهد بود، چراكه انسان، موجودي است كه وجودش بستگي به وجود هستي دارد.»
وي در اين نشست به بررسي بند ٩ از هات ٣٠ گاتها(سرودهاي اشوزرتشت) پرداخت و دربارهي آنچه كه آنرا خويشكاري انسان ميناميد از زبان گاتها چنين گفت: «ما خواستاريم از زمرهي كساني باشيم كه جهان را به سوي پيشرفت و آبادي و مردم را به سوي راستي و پارسايي ره نمايند.»
به گفتهي وي رسیدن به آرمان(:هدف) زندگی، آنچنانکه اشوزرتشت به ما ميآموزد نه از راه ترک جهان و در انزوا زیستن، بلکه از راه کار و كوشش در زندگی و مبارزه با سدهاي خوشبختی و جنگ با سختیها و ناملایمات زندگی بهدست میآید.
وي كه خويشكاري انسان را همراهي با قانون اشا(هنجار هستي)، برخوانده بود، گفت: «هر كدام از هموندان این هازمان بزرگ انسانی بايد در راه بهبود وضع کنونی جامعه خود بکوشد تا وسایل نیکبختی و رستگاری نهایی بشر را فراهم سازد، زیرا اهورامزدا براي همين، انسان را که برترین آفريده است، بیافرید.»
به باور وي حرکت در راستای اشا شوند(:سبب) افزایندگی نیروی زندگی و نمادهاي آن در هستی خواهد شد و نیستی زندگانی هستی، بيگمان نبود انسان را نیز درپي خواهد داشت.
شوليزاده در پايان گفت: «جملهي همازوربيم همازور همااشوبيم كه بهمعناي همياري و همراهي با يكديگر در كارهاي اشو است، جملهاي است كه بارها و بارها به آن اشاره شده است و نشان از خويشكاري انسان در برابر هستي دارد. ميگويد در راه اشو(راست و درست) همازور و همراه شويد تا به سپنتهمني برسيد.»